«دختر پریخانوم»؛ جهان خیالپردازانه معتمدی در آستانه بلوغ
علیرضا معتمدی در فیلم «دختر پریخانوم» سعی میکند فضایی میان رؤیا و واقعیت بیافریند؛ فضایی که در آن، عناصر فانتزی نه برای فرار بلکه برای توضیح دادن آسیبهای فردی و خلأهای روانی شخصیتها به کار میروند. بااینحال، فیلم در کنار نقاط قوت آشکار، از محدودیتهایی رنج میبرد که مانع میشود به اثری کاملاً دغدغهمند و تکاندهنده بدل شود.
جهانسازی ذهنی و فانتزی؛ امضای معتمدی
معتمدی در آثار پیشین خود نیز نشان داده است که به جهانسازی ذهنی و تنهایی بشر معاصر علاقهمند است؛ در «دختر پریخانوم» اما این جهان، ساختاری شاعرانهتر و فانتزیتر به خود میگیرد. فیلم از همان نماهای آغازین، مخاطب را وارد زیستجهانی میکند که لزوماً تابع منطق رئالیستی نیست. حضور پری یا عنصر فراواقعی، صرفاً یک اتفاق عجیب نیست؛ این حضور نقش استعاری دارد و مانند مسیریست برای ورود به لایههای پنهان روان شخصیت اصلی.
این جهان فانتزی هرچند مینیمال، اما ساختار دارد. از طراحی صحنه تا میزان مکثها و سکوتها، همه در خدمت خلق فضایی هستند که جهان معاصر را با افسانهها و روایتهای ایرانی پیوند میزند. این بخش از کار معتمدی دقیق و حسابشده است و نشان میدهد او بهدرستی از فانتزی بهعنوان ابزار روایی استفاده میکند، نه تزئینات بیهدف.
پرداخت شخصیت؛ از بحران فردی تا فقدان عمق اجتماعی
قهرمان فیلم، مردی میانسال است که میان مراقبت از مادر پیر، تجربه شکستهای عاطفی و احساس رهاشدگی معاصر گیر کرده است. این شخصیت در فرمایش و بستر داستانی بهخوبی طراحی شده، اما فیلم در مرحله تعمیق، کمی محافظهکارانه و کمدغدغه به نظر میرسد.
معتمدی تلاش میکند بحرانهای شخصیت را با زبانی ظریف و غیرمستقیم روایت کند، اما همین ظرافت در مواقعی باعث عقبنشینی میشود؛ بحرانها هرگز به نقطه انفجار نمیرسند و در سطح عاطفی باقی میمانند.
فیلم میتوانست لایههای اجتماعی و فکری بیشتری را در پسِ بحران فردی شخصیت بگنجاند. هرچند اثر بهخوبی از درون جهان ذهنی قهرمان روایت میشود، اما این روایت میتوانست جسورتر باشد و در طرح پرسشها و نشاندادن دردهای واقعی انسان امروز، صریحتر عمل کند.
فانتزی زیبا، اما نه همیشه در خدمت روایت
فانتزی در این فیلم، شکل و شمایلی جذاب و متفاوت دارد؛ ترکیبی از افسانههای کهن و روایتهای امروزی. اما این زنجیره خیالپردازی همیشه تبدیل به نیروی محرک درام نمیشود. گاهی جهان فانتزی چنان برجسته میشود که بر نیازهای روایی اثر سایه میاندازد و اجازه نمیدهد کشمکشها به اندازه پتانسیلشان پیش بروند.
اگر این فانتزی میتوانست بیشتر در خدمت دغدغهمندی فیلم قرار گیرد، «دختر پریخانوم» شکل کاملتری مییافت؛ فیلمی که نه فقط خیال میسازد، بلکه با آن رو به واقعیت تلخ میایستد.
بازیها و انرژی انسانی فیلم
یکی از نقاط قوت فیلم، بازیهای کنترلشده و طراحی دقیق شخصیتهاست. بازگشت مرضیه برومند به جلوی دوربین، انرژی و حرارت خاصی به فیلم بخشیده و بازی نقش اصلی نیز در امتداد لحن شاعرانه فیلم پیش میرود. این بازیها کمک میکنند جهان ذهنی و خیالی اثر ملموستر شود و فیلم از حالت تجربهای صرفاً مفهومی فاصله بگیرد.
جهانی ساختیافته، اما با جای خالی دغدغهمندی عمیق
«دختر پریخانوم» فیلمیست که جهان خود را با دقت و سلیقه میسازد؛ جهانی که بهوضوح از نگاه و جهانبینی شخصی علیرضا معتمدی نشئت میگیرد. فیلم تلاش میکند از دل یک ساختار فانتزی، بحرانهای فردی و تنهایی معاصر را به تصویر بکشد.
با این حال، اثر میتوانست در لایههای فکری و در بیان دغدغههای اجتماعی و انسانی، جسورتر، پرسشگرتر و عمیقتر باشد. آنچه اکنون داریم، فیلمی محترم و قابل تأمل است؛ اثری که جهان منحصربهفردش را ساخته، اما هنوز فاصلهای تا تبدیل شدن به یک بیان کاملاً دغدغهمند و ماندگار دارد.
انتهای پیام/
پیشنهادی باخبر
تبلیغات




