درس یمن برای آمریکا: ناوهای هواپیمابر در برابر تهدیدهای مدرن ایران آسیبپذیرند
با رسیدن ناوهای هواپیمابر «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» به دریای مدیترانه، آمریکا حضور نظامی خود را برای رویارویی احتمالی با ایران تقویت کرده است. تجربه جنگ یمن نشان داده حتی ناوهای مجهز و مدرن نمیتوانند در برابر تهدیدات پهپادی و موشکی بهتنهایی تعیینکننده باشند و هرگونه مواجهه مستقیم با ایران بسیار پیچیده و پرهزینه خواهد بود.
به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، با رسیدن ناو هواپیمابر «جرالد فورد» به دریای مدیترانه، نیروهای آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه برای مواجهه احتمالی با ایران تقویت کردهاند، اما تجربه اخیر در دریای سرخ نشان میدهد که ناوهای هواپیمابر، حتی با برتری فناوری، دیگر ابزار قطعی در نبردهای مدرن و نامتقارن نیستند.
مقابله آمریکا با نیروهای یمنی (انصارالله) محدودیتهای قدرت دریایی سنتی را آشکار کرد؛ حملات پهپادها و موشکهای نقطهزن نشان داد که ناوهای هواپیمابر در محیطهایی که جنگ نامتقارن و تهدیدات دوربرد محور است، نمیتوانند بهتنهایی تعیینکننده باشند. از این رو، تمرکز تبلیغاتی روی انتشار «فورد» بیشتر تلاشی برای بازسازی تصویر بازدارندگی دریایی است تا نشانه تغییر بنیادی در معادلات قدرت.
همراه با «جرالد فورد»، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» نیز به منطقه اعزام شد و با پوشش رسانهای گسترده معرفی شد تا بهعنوان «قدرتمندترین سکوی دریایی جهان» جلوه داده شود؛ اما این اقدام نتوانست مانع از باز شدن بحث گسترده در محافل استراتژیک درباره کارایی واقعی حاملها در جنگهای مدرن شود، بهویژه در سناریوی پیچیده و فرضی مقابله با ایران. آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، نیز پیشتر تأکید کرده بودند: «ناوها خطرناک هستند، اما خطرناکتر از آن سلاحهایی است که توان غرق کردنشان را دارند.»
تجربه یمن نشان داد که حتی گروههای مسلح محدود میتوانند ناوهای هواپیمابر آمریکا را به چالش بکشند. ایران اما کشوری با صنایع نظامی کامل، توان بازدارندگی چندلایه و استراتژی توزیع قدرت دارد؛ بنابراین هرگونه رویارویی مستقیم با تهران بسیار پیچیدهتر و پرهزینهتر از عملیات محدود در دریای سرخ خواهد بود.
شیوه و هزینههای جنگ در برابر ایران کاملا متفاوت است. در یمن، انصارالله با صرف منابع محدود توانست نیروهای آمریکا را تحت فشار قرار دهد، اما ایران با توان تولید تسلیحات داخلی قادر است جنگ طولانیمدت را مدیریت کند، در حالی که آمریکا متکی به خطوط تأمین دور و پرهزینه است.
کارشناسان میگویند اگر جنگ یمن هشداری اولیه برای کاهش اثرگذاری قدرت دریایی سنتی بود، هرگونه رویارویی با ایران آزمونی جامع برای مدل بازدارندگی آمریکا خواهد بود. این جنگ احتمالی گسترده، در چندین منطقه دنبال میشود و ایران توانمند در استفاده از زرادخانه متنوع موشکی، قابلیتهای دریایی و هوایی پیشرفته است.
تجربه یمن ضعفهای جدی آمریکا در مقابله با پهپادها و موشکهای ضد کشتی را نشان داد. انصارالله توانست لحظاتی را که هواپیماها روی ناوها بلند یا فرود میشدند، شناسایی کند و برنامههای پروازی را مختل و عملیات را کُند کند. همین مسئله باعث شد وزیر دفاع آمریکا ناو دیگری، «کارل وینسون»، مجهز به بال هوایی متنوع و جنگندههای نسل پنجم F-35C، به منطقه اعزام کند.
پس از تجربه یمن، آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ، از جمله چین، استراتژیهای نظامی خود را بازنگری کردند. واشنگتن دریافت که ناوهای هواپیمابر و کشتیهای سنگین دیگر به تنهایی برای مقابله با تهدیدات مدرن کافی نیستند. چین هم سرمایهگذاری روی پهپادها و سیستمهای رباتیک دریایی را راهی برای کاهش برتری سنتی آمریکا میداند. در همین راستا، وزارت دفاع آمریکا یک یگان هجومی جدید متشکل از ۱۲ نفر برای عملیات با پهپادهای تهاجمی در ویرجینیا تشکیل داد.
پس از جنگ یمن، صنایع دفاعی آمریکا به بررسی دقیق موشکها، پهپادها و تاکتیکهای بهکار رفته پرداختند تا نقاط ضعف و درسهای عملیاتی را شناسایی کنند؛ نکاتی که میتواند در برنامهریزیهای آینده مورد استفاده قرار گیرد، بهگزارش نشریه «نشنال اینترست». همچنین، واشنگتن در جریان جنگ چندین تیم فنی به دریای سرخ اعزام کرد تا ضعفها و نیازهای دفاعی را ارزیابی کرده و استراتژیهای مقابله با تهدیدات فزاینده گروه انصارالله را تدوین کند.


