کلاه خود فرماندهی که سپاه داریوش بزرک را شکست داد کشف شد!

کشف کلاه میلتیادس که در نبرد ماراتون مبارزه می کرد، یکی از با اهمیت ترین یافته های باستان شناسناسان در تاریخ جهان به شمار می رود.

به گزارش خبرگزاری خرداد نیوز، میلتیادس، یکی از مهمترین شخصیت‌های یونان باستان، به عنوان ژنرال ارتش آتنی‌ها خدمت کرد که ایرانی‌ها را در نبرد معروف ماراتون شکست دادند. این کلاه ایمنی باشکوه از خرابه‌های معبد زئوس در المپیا به دست آمد. قسمت بالایی آن گم شده‌ است، اما بقیه کلاه ایمنی پس از ۲۵۰۰ سال تقریباً سالم مانده است.

در کنار این کلاه عبارت “ΜΙΛΤΙΑΔΕΣ ΑΝΕ[Θ]ΕΚΕΝ [Τ]ΟΙ ΔΙ” حکاکی شده‌است که به معنای “شبه نظامیان کلاه خود را به زئوس تقدیم کردند” است. بر اساس نوشته‌های پلوتارک و هرودوت، برخی از مورخان و باستان‌شناسان واقعاً معتقدند که میلتیادس پس از بازگشت پیروز از ماراتون، کلاه خود را به زئوس تقدیم کرد.

کشف کلاه فرمانده‌ یونانی که ایرانیان را شکست داد!/ عکس

نبرد ماراتون یکی از نبردهای مهم و بزرگ دنیای باستان است؛ که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد مسیح، و در زمان زمامداری داریوش بزرگ، در میان کشورهای ایران هخامنشی و دولت‌ شهرهای یونانی در محلی به نام دشت «ماراتون» بین ارتش هخامنشی و قوای متحد دولت‌شهرهای یونانی آتن و پلاته به وقوع پیوست. که در نتیجه سپاه هخامنشی عقب‌نشینی کرد و یونانیان پیروز شدند.

ماراتون افسانه یا واقعیت

شرح نبرد ماراتون که در کتاب هرودوت و دیگر مورخانی ذکر شده آنچنان با حماسه سرایی و اسطوره پردازی همراه است که برخی در صحت آن ابراز تردید نموده و نگارش آن را ناشی از قلیان احساسات ناسیونالیستی یا تنفر و کینه سرکوب شده ناشی از سلطه ایران بر سرزمینهای یونانی‌نشین دانسته‌اند. از آنطرف برخی از ایرانیان نیز با همان رویکرد ناسیونالیستی پا را فراتر نهاده و از اساس منکر قضیه شده و داستان ماراتون را دروغ و توهماتی زائیده ذهن مورخان غربی و در حقیقت آرزوهای ذهن آنان دانسته‌اند. درمیان این مورخانی نظیر حسن پیرنیا (مشیرالدوله) مؤلف کتاب تاریخ ایران باستان یا امیر مهدی بدیع مؤلف کتاب یونانیان و بربرها با نگاهی منصفانه تر و با رویکردی علمی به تحلیل موضوع پرداخته‌اند که در جای خود شایان توجه است.

کشف کلاه فرمانده‌ یونانی که ایرانیان را شکست داد!/ عکس

نبرد ماراتون صرفنظر از اغراق و حماسه سرایی‌های هرودوت و کوچک انگاریهای ایرانی‌ها واقعیتی بوده که زمانی حقیقتاً رخ داده‌است. کسی که تاریخ مخاصمات طولانی ایران و یونان را از زمان رانده شدن اسپارتی‌ها از دربار کوروش بزرگ تا حمله اسکندر مطالعه کرده باشد به راحتی درخواهد یافت که نمی‌توان لشکرکشی داریوش بزرگ به یونان را تنها یک اعزام ساده نیرو برای گوشمالی آتنی‌ها قلمداد نمود و داریوش را که در کیاست و سیاست جزء بزرگترین پادشاهان تاریخ است آنقدر بی‌عقل و کینه‌توز دانست که برای یک شبیخون ساده آتنی‌ها ۶۰۰ هزار سپاهی به آنسوی دریاها اعزام کند.

حقیقت مطلب این است که مخاصمه ایران و یونان در آن زمان هم به شکل مخاصمات کنونی شرق و غرب بر سر سیادت و برتری بر منابع و ثروت وجود داشته و طبیعتاً هر طرف که می‌توانسته برتری خود را بر منطقه ژئوپلتیک بالکان، دریاهای مدیترانه و اژه و کانونهای جمعیتی اطراف آن تثبیت نماید متعاقب آن می‌توانسته، تجارت پر سود کل منطقه را شامل تجارت مصر، تجارت غله بین دو دریای اژه و مدیترانه، معادن نقره یونان و مقدونیه و تجارت چوب جنگل‌های بالکان در دست داشته باشد.

این حقیقتی بود که داریوش خیلی خوب درک کرده بود و مدت‌ها قبل از نبرد ماراتون یک کشتی شناسائی با راهنمائی پزشک یونانی دربارش (دموکدس) برای تحقیق در مورد یونان و جزایر آن اعزام کرده بود. او می‌دانست چه پتانسیل عظیمی در یونان وجود دارد و در صورتی که مهار نشود به راحتی طومار مشرق زمین را در هم خواهد پیچید. کابوسی که خیلی ساده در نبرد گرانیک نبرد ایسوس و گوگمل تعبیر شد. به همین علت داریوش ابتدا به بهانه سرکوب سکاهای بیابانگرد به مقدونیه و شمال یونان لشکر کشید تا ارتباط این کشور را با اروپا قطع کند.

پیشنهادی باخبر