واقعیت عریان جامعه در آینه هوادار منچستریونایتد؛ عطش بی‌پایان ما برای محتوا، به امثال او تریبون داده است

هوادار معروف منچستریونایتد - بنیامین ششکو

آنچه خواهید خواند، نقدی است بر ساحت اجتماعی انسان امروزی، جایی که سرگرمی نسبت به شایستگی‌ دست بالاتر را دارد.

طرفداری | ماتئوس کونیا این هفته گفت: «اصلاً برایم مهم نیست مدل موی او چیست». برونو فرناندز هم آخر هفته اضافه کرد: «من واقعاً به این نگاه نمی‌کنم که لازم است فردی به آرایشگاه برود یا نه.» مایکل کریک، به نوبهٔ خود، گفت که از ماجرای «مدل مو» خبر دارد، اما سرمربی منچستریونایتد تأکید کرد که این موضوع هیچ نقشی در آماده‌سازی تیمش برای دیدار سه‌شنبه شب مقابل وست هم نخواهد داشت.

و حالا، به اینجا رسیدیم. بسیاری از مسابقات فوتبال در نهایت به دلایلی بسیار فراتر از اهمیت اولیه‌شان به یاد سپرده می‌شوند: آتش‌بس کریسمس ۱۹۱۴، نبرد سانتیاگو در ۱۹۶۲، یا بازی دوران کرونا بین لیورپول و اتلتیکومادرید در سال ۲۰۲۰. به این فهرست می‌توان «بازی مدل مو» را هم اضافه کرد: یک تساوی نسبتاً معمولی ۱-۱ در لیگ برتر در ورزشگاه لندن، که با این حال در تاریخ به‌عنوان مسابقه‌ای به یاد خواهد ماند که در پایانش، مردی موهایش را کوتاه نکرد.

ماجرای مو، پیش‌درآمد بازی، گزارش زنده و بخش زیادی از تحلیل‌های پس از مسابقه در TNT Sport را تحت‌الشعاع قرار داد؛ و البته محدوده‌ای به شعاع تقریباً یک متر اطراف خودِ آن موها را هم. در پلتفرم پخش ویدئویی Kick، حدود ۲۵۰ هزار نفر یک پخش زنده را تماشا کردند: فرانک ایلتِ اصلاح‌ نشده را (که حالا با نام «The United Strand» شناخته می‌شود) در حالی که یونایتدِ محبوبش برای پنجمین برد متوالی تلاش می‌کرد؛ بردی که می‌توانست او را از برزخِ موهایش آزاد کند.

وقتی یونایتد با گل توماش سوچک عقب افتاد، دوربین گهگاه روی ایلت زوم می‌کرد؛ کسی که یک عمر هوادار یونایتد بوده و حالا به‌طرزی تقدیرگونه، یانوس‌وار، میان دو چهرهٔ متضاد وفاداری گیر افتاده بود. از همان لحظه در اکتبر ۲۰۲۴ که قول داد تا زمانی که یونایتد پنج بازی پیاپی در همه رقابت‌ها نبرد، موهایش را کوتاه نکند، شهرت سریع، ثروت شخصی و شاید حتی هویتش، به‌طور جدایی‌ناپذیری با بد بودن یونایتد در فوتبال گره خورد.

هرچه یونایتد بدتر بازی می‌کرد، موهای او بلندتر می‌شد، دنبال‌ کننده‌های اینستاگرامش بیشتر و هجوم برندها و شرکای تجاری به درِ خانه‌اش افزایش می‌یافت. حالا او با یک آژانس استعدادیابی قرارداد دارد، در حال شکل دادن به حرفه‌ای به‌عنوان تولیدکننده محتواست و پیشنهادهای تبلیغاتی از جیب‌هایش بیرون می‌ریزد.

صبح دوشنبه یک نشست خبری برگزار کرد که خبرنگارانی از تلگراف، CBS و اکیپ در آن حضور داشتند. صبح سه‌شنبه هم یک بیانیهٔ خبری از طرف فروشگاه خرده‌فروشی آرگوس منتشر شد که اعلام می‌کرد ایلت را به‌عنوان «شریک رسمی» خود به خدمت گرفته و به محض شکسته شدن این طلسم، آماده است دستگاه‌های اصلاح و محصولات حالت‌ دهندهٔ مو را با ارسال فوری به خانه‌اش بفرستد.

و شاید حالا وقتش باشد یک قدم عقب برویم. چرا اصلاً درباره موهای یک مرد حرف می‌زنیم؟ چون به شکلی بسیار واقعی و بسیار تلخ، او تمثیلی کامل از وضعیت امروز بشر است: اسکرول کردن برای ارضای خود در گوشی‌های هوشمند، اسیر اقتصادِ توجه، و داوطلبانه در حال بازی کردن همان بازی‌ای که ما را به بند کشیده است. تعریف فوتبال در سال ۲۰۲۶ میلادی از این قرار خواهد بود: ورزشی که قرن نوزدهم در زمین‌های بازی انگلستان متولد شد، در قالب تیم‌ها و لیگ‌ها قانون‌مند شد و حالا عملاً اسیر مردی است که برای جذابیت شبکه‌های اجتماعی، موهایش را کوتاه نمی‌کند.

اگر این اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، در نظر بگیرید که کونیا این هفته در مصاحبه‌ای با DAZN گفت «آن طرفدار با موهای بلند» در رختکن یونایتد موضوع بحث بوده و از «فشار مدل مو» صحبت کرد؛ عبارتی که حالا قرار است کنار «سنگینی پیراهن» به‌عنوان یک کلیشهٔ واقعی فوتبالی شناخته شود. آیا محتوا از فوتبال تغذیه می‌کند یا فوتبال از محتوا؟ این روزها تشخیص این دو از هم، سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

در ادامه دو سؤال اساسی مطرح می‌شود. اول: فوتبال تا چه حد هنوز در درجهٔ اول، درباره برد و باخت مسابقات فوتبال است؟ این زمانی سؤال ساده‌ای بود. اما در عصر الگوریتم، جایی که میدان بازی و اکوسیستم رسانه‌ای اطرافش به شکلی از فضای تبلیغاتی ممتاز تبدیل شده، جایی که محصولات ورزشی به اندازهٔ موفقیت، با «توجه» فروخته می‌شوند، پاسخ دادن به این سؤال آسان نیست.

پرسودترین بوکسور جهان، جیک پاول است؛ مبارزی که به‌طور عینی چندان خوب نیست. پرسودترین بازیکن زن راگبی جهان ایلونا ماهر است، که دیگر عملاً راگبی بازی نمی‌کند. هند چه ببرد چه ببازد، قدرت اصلی کریکت جهان است. آیا واقعاً برای «محصول» مهم است که رکسام در حال صعود در لیگ‌ها باشد یا سقوط؟ آیا ۱۳ سال ناکارآمدی، تفاوت محسوسی در تراز مالی یونایتد، اعتبار شرکتی‌اش یا توانایی‌اش در تولید بازدید ایجاد کرده است؟

قطعاً بد بودن یونایتد در مسابقات فوتبال، زندگی راحتی برای مجموعه‌ای از شخصیت‌های حاشیه‌ای فراهم کرده: ایلت، اندی تیت، مارک گلدبریج، روبن آموریم. روز سه‌شنبه، آرنه اسلوت توضیح داد که لیورپول به‌خاطر مسائل مالی «حتماً» باید به لیگ قهرمانان صعود کند؛ او نگفت چون این راهیابی، شانس قهرمانی در لیگ قهرمانان را به آن‌ها می‌دهد، باید صعود کنند. باشگاه فوتبال امروزی، صرفاً وجود دارد تا باشد؛ تا بتواند کارکردهای اصلی‌اش را انجام دهد: تولید محتوا و خرید بازیکن، تا آن‌ها هم محتوا تولید کنند.

سؤال دوم: اصلاً هدف همهٔ این‌ها چیست؟ هدف نهاییِ زندگی در جهانی که ساختارهای استثماری و سرمایه‌داری فناورانهٔ مبتنی بر توجه، جز حداقلِ اختیار، همه چیز را از فرد می‌گیرند، چیست؟

حمله کردن به ایلت آسان است؛ جوانی مرفه از آکسفورد که زمانی در گمنامی مطلق زندگی می‌کرد و حالا در لایو استریم‌ها با تبلیغات شرط‌بندی مزین شده است. او به‌تازگی به اولدترافورد رفت و یکی از هواداران یونایتد موهایش را کشید. اما در جهانی که تقریباً به‌طور کامل حول شهرت در شبکه‌های اجتماعی و استبدادِ الگوریتم بازطراحی شده، آیا او صرفاً در حال قدم زدن در زمینی بیگانه، به تنها شکلی که می‌تواند این کار را انجام بدهد نیست؟

همه چیز حالا یک فید واحد است؛ و هرچقدر هم زننده به نظر برسد، از ویدیوی جدید تیلور سوئیفت گرفته تا کودکان گرسنهٔ غزه و «The United Strand»، همه در فضایی با قواعد دستکاری‌ شدهٔ یکسان بازی می‌کنند و نومیدانه برای گرفتن سکان گفتمان دست‌وپا می‌زنند. فکر می‌کردید «اینفلوئنسر» یعنی چه؟ مقاله‌نویس؟ جستارنویس؟

هوادار موبلند منچستریونایتد، طی یک کلاهبرداری بی‌شرمانه و با موهای کوتاه‌ نشده‌اش، دست‌ کم آینه‌ای جلوی ما گرفته تا آنچه واقعاً هستیم را ببینیم.

ترجمه‌ای از یادداشت جاناتان لیو برای وب‌سایت گاردین

پیشنهادی باخبر