چهره‌ جدید رئال مادرید: خط میانی پرانرژی و معمای بلینگام

چهره‌ جدید رئال مادرید: خط میانی پرانرژی و معمای بلینگام

رئال مادرید در غیاب جود بلینگام برابر والنسیا نمایشی منسجم‌تر در میانه میدان ارائه داد و ترکیب شوامنی، والورده و کاماوینگا به تیم آربلوا استحکام بیشتری بخشید. با این حال، بازگشت ستاره انگلیسی می‌تواند دوباره رقابت او با آردا گولر را به مهم‌ترین چالش ترکیب تبدیل کند.

به گزارش ایلنا به نقل از آس، در دیدار اخیر برابر والنسیا در مستایا، رئال مادرید شاید نمایش درخشانی ارائه نکرد، اما برخلاف هفته‌های گذشته در فاز دفاعی هم دچار رنج و آشفتگی نشد. آمار نیز این موضوع را تأیید می‌کند؛ تیبو کورتوا در این مسابقه حتی یک مهار جدی نداشت و تنها موقعیت خطرناک حریف، ضربه بلتران بود که از کنار دروازه به بیرون رفت.

پیش از این نخستین بازی‌ای که بلینگام پس از مصدومیتش از دست داد، گمانه‌هایی درباره تعادل بیشتر تیم در غیاب او مطرح شده بود و این بحث پس از مسابقه با والنسیا دوباره پررنگ شد. رئال در این بازی تیمی منظم و حرفه‌ای به نظر می‌رسید، هرچند برای نتیجه‌گیری قطعی هنوز داده‌های بیشتری لازم است. این فصل، رئال تنها در سه مسابقه اجازه ثبت شوت در چارچوب نداده است: بازی افتتاحیه مقابل اوساسونا و دو مسابقه در دوره هدایت آربلوا برابر لوانته و والنسیا؛ در نخستین مورد، بلینگام در زمین حضور داشت.

با این حال، حضور ستاره انگلیسی در برخی مسابقات دیگر با ضعف‌های دفاعی همراه بوده است؛ موناکو کورتوا را وادار به شش مهار کرد، بنفیکا ۱۲ شوت در چارچوب داشت (هفت مهار)، و رایو وایکانو نیز چهار بار دروازه را هدف گرفت (سه مهار).

مصدومیت بلینگام و تصمیم آربلوا برای استفاده از داوید خیمنس باعث شد تیم به یک خط میانی قدرتمند و پرتحرک بازگردد؛ ترکیبی سه‌نفره از اورلین شوامنی، فدریکو والورده و ادواردو کاماوینگا، در کنار آردا گولر که آزادانه برای خلق موقعیت و ارسال پاس آخر حرکت می‌کرد.

این ایده که هرچه بازی جلوتر رفت، پررنگ‌تر شد، جواب داد. شوامنی و کاماوینگا به ترتیب با چهار و سه تکل، بیشترین توپ‌گیری را داشتند. والورده پنج توپ، شوامنی چهار و کاماوینگا سه توپ پس گرفتند و در این میان، گولر با هشت توپ‌گیری شگفتی‌ساز شد و بیشترین بازپس‌گیری توپ را ثبت کرد. در نتیجه، خط میانی به‌صورت یک واحد منسجم عمل کرد و تیم را هماهنگ‌تر ساخت؛ موضوعی که آربلوا قصد دارد به آن پایبند بماند.

بلینگام همواره بازیکنی بوده که جا دادن او در سیستم برای مربیان رئال ساده نبوده است. کارلو آنچلوتی بیشترین بهره را از او برد؛ جایی که ستاره انگلیسی در نخستین فصلش ۲۳ گل و ۱۳ پاس گل ثبت کرد. البته آن تیم با رئال کنونی متفاوت بود؛ خبری از کیلیان امباپه نبود و وینیسیوس و رودریگو در خط حمله بازی می‌کردند و بلینگام نیز نزدیک به دروازه حریف نقش حمایتی داشت.

در دوره ژابی آلونسو، شرایط نوسانی‌تر شد. بلینگام تا بخش قابل‌توجهی از فصل جایگاه ثابتی در ترکیب نداشت و پس از دربی متروپولیتانو (۵-۲) زیر فشار انتقادات قرار گرفت؛ دیداری که شاید آغاز فاصله میان مربی و ستاره تیم بود. آلونسو او را در پست‌های مختلف، حتی در جناح راست، به کار گرفت اما هرگز به حداکثر توانش نرسید.

چهره‌ جدید رئال مادرید: خط میانی پرانرژی و معمای بلینگام

آربلوا نیز پیش از مصدومیت، در تلاش بود بهترین نسخه او را پیدا کند. بلینگام در بازی‌های برابر موناکو و به‌ویژه ویارئال عملکرد بهتری داشت؛ با آزادی حرکتی در فاز هجومی اما با وظیفه عقب‌نشینی به سمت چپ در دفاع در سیستم ۳-۳-۴.

اکنون استفاده از سه‌گانه شوامنی، والورده و کاماوینگا که پیش بینی می‌شود  در دیدارهای آینده هم تکرار شود، تیم را به دیدگاه تاکتیکی آربلوا نزدیک‌تر می‌کند: خط دفاعی جلوتر، بازیابی بهتر توپ و امکان پیشروی بیشتر مدافعان کناری مانند کارراس و ترنت، که با پوشش کاماوینگا و والورده در دو سمت حمایت می‌شوند.

تنها مشکل این چینش آن است که با حضور این خط میانی سه‌نفره و زوج هجومی وینیسیوس و امباپه، تنها یک جای خالی در خط حمله باقی می‌ماند؛ جایگاهی که باید میان گولر و بلینگام تقسیم شود و با بازگشت ستاره انگلیسی دوباره به موضوع اصلی بحث تبدیل خواهد شد.

از نظر آماری نیز عملکرد این دو بسیار نزدیک است. بلینگام به‌طور میانگین هر ۱.۷ دقیقه یک پاس با دقت ۸۹ درصد می‌دهد، در حالی که گولر هر ۱.۵ دقیقه پاس می‌دهد و دقتش ۹۰ درصد است. بلینگام هر ۱۹ دقیقه یک توپ پس می‌گیرد و گولر هر ۱۸ دقیقه.

با این حال، پای چپ دقیق گولر تفاوت مهمی ایجاد کرده است؛ او ۱۲ پاس گل داده، در حالی که بلینگام تنها چهار پاس گل ثبت کرده است. همچنین هافبک ترک ۱۵۲ ارسال به محوطه جریمه داشته (از جمله ضربات ایستگاهی)، در حالی که این عدد برای بلینگام فقط ۱۳ است.

تقابل با بنفیکا و همچنین دیدار برابر رئال سوسیدادِ آماده  می‌تواند محک خوبی باشد تا مشخص شود رئال مادرید جدیدِ آربلوا تا چه حد کارآمد است؛ تیمی با خط میانی پرانرژی، خطوط فشرده، مدافعان کناری بسیار جلوکشیده و استقرار بالاتر در زمین. در نهایت، با بازگشت بلینگام از مصدومیت، انتخاب میان او و گولر به مهم‌ترین تصمیم فنی رئال تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام/

پیشنهادی باخبر