بایدها و نبایدهای سرمربی جدید آبیها
۱۰ فرمان سهراب در استقلال

به گزارش ورزش سه، اولین تصاویر منتشره از تمرین استقلال چهره سهراب بختیاریزاده را در حالتی مصمم و در حال کنترل مساحت سبزی که به عنوان سرمربی در اختیارش گرفته شده نشان میدهد.
بختیاریزاده یک مربی تازهکار نیست؛ او بازیکنی است که تا ۴۱ سالگی فوتبال خود را در بالاترین سطح ادامه داد و در دوران بازیگری هم در سالهای پایانی، نقشی شبیه به یک مربی را در زمین بازی میکرد. پس از آن بود که این مدافعان خوزستانی فوتبال ایران وارد مسیر سرمربیگری شد اما هرگز در تیمی با امکانات مناسب و شرایط نرمال، کار نکرد تا پس از حضور در استقلال توانایی خود را به عنوان مربی موقت پس از دوران تلخ موسیمانه به هواداران ثابت کند.
او که تجربه کار با مربیان نامداری مثل زلاتکو کرانچار در تیم امید را هم دارد، از چهرههای مقبول در نزد هوداران استقلال بوده و با وجود آنکه رزومه قابل توجهی در این شغل ندارد اما انتخابش به عنوان سرمربی با توجه به عملکرد فصل گذشته با واکنش منفی چندانی مواجه نشد.
اما این یک سمت ماجراست و بختیاریزاده باید بتواند حالا که به عنوان سرمربی استقلال برای ۹ بازی باقیمانده انتخاب شده و همچنین جام حذفی را پیش رو دارد، علاوه بر حفظ صدرنشینی در جام حذفی هم به کسب بالاترین افتخار یورش ببرد.
این دو ماموریت، او را تا پایان رقابتهای لیگ و حذفی در اواسط اردیبهشت پیر خواهد کرد اما چارهای جز تحمل سختی و فشار این دوره کوتاه اما فشرده وجود ندارد. برای آنکه او بتواند نام خود را به عنوان یک سرمربی در بازار فوتبال ایران به ثبت برساند و دوباره به حاشیه فوتبال رانده نشود، موفقیت در این مقطع ضروری است.
اما چه چالشهایی پیش روی سرمربی تازه آبیهاست؟
۱. حفظ صدرنشینی
مهمترین و فوریترین ماموریت سهراب، نگه داشتن استقلال در بالای جدول است؛ جایی که رسیدن به آن سخت بوده اما ماندن در آن سختتر. استقلال در هفتههای پایانی وارد فاز بازیهای فرسایشی میشود؛ جایی که یک لغزش کوچک میتواند همهچیز را تغییر دهد. بختیاریزاده باید بتواند تیمش را از نظر ذهنی در بالاترین سطح نگه دارد، بازیهای سخت خارج از خانه را مدیریت کند و مقابل تیمهای پایینجدولی که برای بقا میجنگند، امتیاز از دست ندهد. اینجا دیگر فقط کیفیت فنی مهم نیست، بلکه مدیریت استرس و فشار تعیینکننده است.
۲. ایجاد ثبات در ترکیب تیم
یکی از مشکلات استقلال در این فصل، تغییرات زیاد در ترکیب اصلی بوده؛ چه به دلیل مصدومیتها و چه تصمیمات فنی. سهراب باید خیلی زود به یک «هسته اصلی» برسد؛ تیمی که بازیکنانش بدون نگاه کردن به ترکیب، جای هم را حفظ باشند. ثبات در خط دفاع، مشخص بودن زوجهای کلیدی در میانه میدان و تثبیت یک یا دو گزینه در خط حمله، چیزی است که استقلال را از نوسان خارج میکند. تیم قهرمان معمولاً از هفتههای پایانی ترکیبش را پیدا کرده، نه اینکه هنوز در حال آزمون و خطا باشد.

۳. استفاده از ظرفیت پنهان بازیکنان
کاری که بختیاریزاده پیشتر با علیرضا کوشکی انجام داد، اتفاقی نبود؛ او نشان داده میتواند از بازیکنانی که زیر فشار یا بیاعتمادی بودند، نسخه بهتری بسازد. استقلال در این فصل هم بازیکنانی دارد که هنوز به سقف تواناییشان نرسیدهاند. اگر سهراب بتواند یکی دو مهره نیمکتنشین یا کمفروغ را به مهرههای تاثیرگذار تبدیل کند، عمق ترکیب تیمش چند برابر خواهد شد و دستش برای چرخش در بازیهای فشرده بازتر میشود.
۴. حل مشکل استقلال در فاز دفاعی
استقلال در دوره ساپینتو با وجود تغییرات متعدد، هیچوقت به یک ساختار دفاعی مطمئن نرسید. فاصله خطوط، اشتباهات فردی و عدم هماهنگی بین مدافعان بارها به تیم ضربه زد. بختیاریزاده که خودش مدافع بوده، حالا باید این آشفتگی را جمع کند. مهمترین کار او، رسیدن به یک زوج یا ترکیب دفاعی ثابت، تعیین تکلیف فولبکها در فاز دفاع و حمله، و ایجاد هماهنگی بین خط دفاع و هافبکهای دفاعی است. بدون این اصلاح، حتی بهترین خط حمله هم نمیتواند تیم را قهرمان کند.
۵. حفظ ارتباط مناسب و منطقی با ستارههای تیم
از ارتباط درست و صمیمانه بازیکنان باتجربهای مثل روزبه چشمی که داعیه حضور در جام جهانی را دارند تا ستارههای خارجی مثل منیر، رستم، آدان و آسانی که با نظر ساپینتو به استقلال آمدند و سهراب باید بتواند رابطه مناسبی با آنها برقرار کند. آنها البته در اولین بازی استقلال مقابل مس عملکرد بسیار خوبی از خود ارائه دادند.

۶. بیخیالی در مورد تعریف و تمجیدها و انتقادات
فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی میتواند هر مربیای را از مسیر خارج کند؛ یک برد، او را به قهرمان تبدیل میکند و یک باخت، همهچیزش را زیر سوال میبرد. بختیاریزاده اگر بخواهد وارد این بازی شود، تمرکزش را از دست خواهد داد. او باید یک خط مشخص برای خودش تعریف کند؛ نه از تعریفها هیجانزده شود و نه به انتقادها واکنش احساسی نشان دهد. در این مقطع کوتاه، فقط عملکرد تیم اهمیت دارد، نه تصویرسازی بیرونی.
۷. تشکیل یک کادرفنی قوی و غیرقابل انتقاد
کادرفنی جدید استقلال در حال حاضر تنها دو عضو دارد؛ بهزاد غلامپور به عنوان مربی گلرها و سالار امینی به عنوان بدنساز؛ یک دستیار ترکیهای هم به کادر سهراب اضافه خواهد شد و قطعا یکی، دو مربی دیگر هم به این جمع اضافه خواهند شد. با این حال این نفراتی باید کسانی باشند که هم مقبول هواداران استقلال باشند و هم در عمل بتوانند با کیفیت کارشان به بختیاریزاده و استقلال کمک کنند.

۸. حل ماجرای وریا
ماجرای وریا غفوری فقط یک موضوع فنی نیست، بلکه ابعاد احساسی و هواداری هم در کنار خود دارد. بازگشت یا عدم بازگشت او میتواند روی فضای تیم تاثیر مستقیم بگذارد. غفوری که در آخرین بازی به عنوان سرمربی هدایت استقلال را مقابل مس رفسنجان برعهده داشت و در همان یک بازی هم توانست با برد مهم استقلال را دوباره به صدر بازگرداند، از تیم جدا شده اما مدیریت باشگاه همچنان در تلاش برای راضی کردن وریا به بازگشت است. هرچند باید دید آیا این موضوع خواسته سهراب هم هست یا خیر؛ به هرحال او در کادرفنی قبلی هم حضور داشته و باید دید اگر بنا به بازگشت غفوری باشد، رابطه او با بختیاریزاده چطور پیش خواهد رفت.
۹. حفظ رابطه متعادل با مدیریت
سهراب با حمایت مدیریت فعلی به این جایگاه رسیده اما همین مدیریت میتواند در ادامه به چالش تبدیل شود. تجربه ساپینتو نشان داد که اختلاف با مدیران چطور میتواند کل تیم را تحت تاثیر قرار دهد. بختیاریزاده باید رابطهای حرفهای و کنترلشده با مدیران داشته باشد؛ نه آنقدر نزدیک که استقلالش زیر سوال برود و نه آنقدر دور که حمایت لازم را از دست بدهد. این تعادل، در مقاطع بحرانی تعیینکننده خواهد بود.
۱۰. کنترل رختکن
رختکن، قلب هر تیمی است. اگر این فضا از کنترل خارج شود، حتی بهترین برنامههای فنی هم بیاثر میشوند. استقلال بازیکنان باتجربه، جوان، داخلی و خارجی را کنار هم دارد و مدیریت این ترکیب کار سادهای نیست. سهراب باید بتواند یک فضای متحد ایجاد کند؛ جایی که همه در یک مسیر حرکت کنند. تصمیمات انضباطی، نحوه برخورد با نیمکتنشینها و مدیریت حواشی، همه در این بخش خلاصه میشود. تیم قهرمان، اول در رختکن ساخته میشود.
اخبار مرتبط
زنده پیشنهادی
آخرین اخبار
پیشنهادی باخبر
تبلیغات






