در رویداد۲۴ بخوانید:

پشت پرده تساهل مقطعی با زنان؛ چرا صداوسیما به حضور بی‌حجاب‌ها رسمیت داد؟

۲۲ بهمن امسال، قاب رسانه‌های دولتی چیزی فراتر از یک جشن ملی را نشان داد: زنانی که در طول سال با محدودیت و جریمه مواجه‌اند، ناگهان به نماد وفاداری و میهن‌پرستی تبدیل شدند. حضور متکثر زنان، از جمله کسانی که کم‌حجاب‌اند، پرسش‌های جدی درباره استفاده ابزاری از جامعه و تفاوت میان واقعیت اجتماعی و نمایش رسانه‌ای ایجاد کرده است.

حجاب

رویداد۲۴| آمنه سادات ذبیح‌پور، خبرنگار صداوسیما، تاکید می‌کند که ترکیب جمعیت در راهپیمایی ۲۲ بهمن دیگر محدود به یک طیف خاص نیست. او می‌گوید: «من تعجب می‌کردم؛ فقط یک طیف خاص طرفدار جمهوری اسلامی نیستند… خانم‌هایی که کم‌حجاب‌اند هم می‌آیند و می‌گویند به خاطر پیام آقا آمده‌ایم.»

این اعتراف نشان می‌دهد که حضور زنان در راهپیمایی دیگر معیار ساده وفاداری سیاسی نیست و رسانه دولتی ناچار است آن را با طیف‌های متفاوت جامعه تطبیق دهد. اتفاقی که در سال‌های گذشته کمتر رخ داده بود و برای بسیاری از ناظران، نشانه‌ای از تغییر ترکیب اجتماعی مشارکت‌کنندگان محسوب می‌شود.

زنان و رسانه؛ از ممنوعیت تا ابزار

مسئله حجاب در ایران، دیگر یک بحث صرفاً فرهنگی نیست؛ بلکه میدان نبردی سیاسی است که قوانین سختگیرانه و سیستم‌های نظارتی، زیست آزادانه زنان را محدود کرده‌اند. با این حال، در یک روز خاص – ۲۲ بهمن – همان «جرم» و «تخلف» می‌تواند تبدیل به نماد شور ملی و انقلابیگری شود.

این تناقض، پرسش مهمی ایجاد می‌کند: آیا قانون و ارزش‌های دینی همیشه برای همه یکسان اجرا می‌شود، یا تنها در مواقع نیاز به پروپاگاندا، تابو‌های رسمی کنار گذاشته می‌شوند؟ پاسخ روشن است: حاکمیت در بزنگاه‌های سیاسی، مرز‌ها و قواعد خود را به نفع نمایش رسانه‌ای و تثبیت قدرت تغییر می‌دهد.

یکی از تصاویر شاخص راهپیمایی امسال، زنانی بود که بدون حجاب یا با حجاب ناقص، موتورسواری می‌کردند؛ عملی که در طول سال در خیابان‌های عادی جرم محسوب می‌شود و با جریمه یا توقیف مواجه است.

استفاده ابزاری از مطالبات مردمی

این نمایش، بیش از آنکه نشان‌دهنده احترام به حقوق زنان باشد، نمونه‌ای از استفاده ابزاری از آنان برای ایجاد قاب رسانه‌ای جذاب و نشان دادن تنوع اجتماعی است. زن ایرانی، در این نگاه، نه شهروندی صاحب حق، بلکه «سیاهی‌لشکر» سیاست‌ورزی حاکمیت است؛ باید نقشش را بازی کند و سپس به محدودیت‌های روزمره بازگردد.

سخنان خبرنگار صداوسیما و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که حتی کسانی که در طول سال با حاکمیت فاصله دارند، در روز‌های خاص حاضرند برای نشان دادن وفاداری خود به میدان بیایند. اما نقد اصلی این است: چرا حضور و محبت به وطن باید مشروط به نوع پوشش یا رعایت محدودیت‌های رسمی باشد؟

حاکمیت در بزنگاه‌های نیاز به سراغ کسانی می‌رود که در طول سال محدودیت‌های بی‌پایان را تجربه کرده‌اند و این یک معامله یک‌طرفه است: تصویر و حضور شما برای ما، آزادی و حق واقعی شما نیست.

اختلاف چشمگیری نمایش رسانه‌ای با واقعیت اجتماعی

این رویکرد دوگانه، بیش از آنکه به نفع حاکمیت باشد، باعث تخریب اعتماد عمومی می‌شود. تساهل مقطعی در برخورد با حجاب، نه به دلیل باور به حقوق بشر، بلکه عقب‌نشینی تاکتیکی از ترس شعله‌ور شدن دوباره اعتراضات است.

زنی که امروز با لبخند در قاب رسانه ظاهر می‌شود، می‌داند که فردا ممکن است به خاطر همین رفتار مجازات شود. ۲۲ بهمن، بیش از جشن ملی، شبیه «استودیو بزرگ فیلمبرداری» است؛ جایی که مطالبات واقعی زنان و جامعه به نفع تثبیت قدرت مصادره می‌شود. تا وقتی قوانین و حقوق شهروندی برای همه یکسان نباشد و براساس مصلحت‌های مقطعی توزیع شود، این قاب‌ها چیزی جز فریب عمومی نیستند.

۲۲ بهمن امسال، بیش از هر زمان دیگری نشان داد که حاکمیت از زنان و سایر گروه‌ها به عنوان ابزار رسانه‌ای استفاده می‌کند. حضور متکثر، بی‌حجابی در قاب رسانه و نمایش وفاداری مشروط، همگی جلوه‌ای از استیصال ساختاری و نیاز به مشروعیت اجتماعی هستند.

تا زمانی که آزادی‌ها و حقوق شهروندی واقعی برای همه اعمال نشود، هیچ قاب رسانه‌ای نمی‌تواند اعتماد از دست رفته مردم را بازگرداند.

پیشنهادی باخبر